طفلکی ها
چه چيزی لازم است تا در اين سياره
بتوان در آرامش با يکديگر عشق بازی کرد؟
هر کسی زير ملافه هايت را مي گردد
هر کسی در عشق تو دخالت می کند
چيزهای وحشتناکی می گويند
در باره ی مرد و زنی که
بعد از آن همه با هم گرديدن
همه جور عذاب وجدان
به کاری شگفت دست می زنند
با هم در تختی دراز می کشند
از خودم می پرسم
آيا قورباغه ها هم چنين مخفی کارند
يا هر گاه که بخواهند عطسه می زنند
آيا در گوش يکديگر
در مرداب
از قورباغه های حرامزاده می گويند
و يا از شادی زندگی دوزيستی شان
از خودم می پرسم
آيا پرندگان
پرندگان دشمن را
انگشت نما می کنند؟
آيا گاو های نر
پيش از آنکه در ديدرس همه
با ماده گاوی بيرون روند
با گوساله هاشان می نشينند و غيبت می کنند؟
جاده ها هم چشم دارند
پارک ها ، پليس
هتل ها، ميهمانانشان را برانداز می کنند
پنجره ها نام ها را نام می برند
توپ و جوخه ی سربازان در کارند
با مأموريتی برای پايان دادن به عشق
گوشها و آرواره ها همه در کارند
تا آنکه مرد و معشوقش
ناگزير بر روی دوچرخه ای
شتابزده
به لحظه ی اوج جاری شوند.
من نسخه جعلی یک انسانم ... خرسندم که فاصله ام از شما بسیار است و به چشمتان یک سیاهی می آیم.