من نسخه جعلی یک انسانم ... خرسندم که فاصله ام از شما بسیار است و به چشمتان یک سیاهی می آیم
من نسخه جعلی یک انسانم ... خرسندم که فاصله ام از شما بسیار است و به چشمتان یک سیاهی می آیم. تمام زهر نوشته هایم تقدیم آنها که به پستان توهم اصلی بودن نسخ اشان آویزان شده اند .
انسانها هيچگاه خطرناك تر اززماني كه فكر مي كنند حق با آنهاست ، نيستند.
ترجيح مي دهم كه يك آدم خوش شانس باشم تا يك آدم خوب . ( يك آدم بدبيار) اگر به خوش شانسي اعتقاد داريم ناگزيريم كه به بد شانسي نيز معتقد باشيم. (خودم)
سیگارم دیگر حوصله من را ندارد ... دستانم را رها می کند ... کنار پیاده رو زیر پای عابر خود کشی می کند . دوست دارم مثل سیگارم تمام شوم اینطوری از خودم و ياد غرغر های ... که ناگهانی پشت فرمان اتومبیل مرا به صندلی می چسباند رها می شوم .
ایده ها، الگوهای ازلی ای هستند که در قلمرو ذاتها یا هستی های حقیقی وجود دارند و آدمیان تنها هنگامی که خود را از توجه به جزئیات ، در اینجا و اکنون (مکان و زمان) فارغ سازند وارد آن قلمرو می شوند . شوپنهاور