به سراغم که می آیی

پشت سطری از حرفهايم پنهان می شوم.

 

ای نادان

ندانسته به سراغ که می روی

راهت را عوض نکن

حتی با اشاره انگشتانت

 

زندگی  به راه خويش استوار پيش می رود

وما بر مدار نادانی خويش می چرخيم

کهنه می شود – نو می شود

کار می کند -  کار نمی کند

 

اين لازمه زندگی است

وقتی بخواهد مسيرش را بپيچد

تو را جا بگذارد

 

کار می کند – کار نمی کند

کهنه می شود – نو می شود

حدس بزنی هم

اشتباه از آب در می آید

 

اگر همه عمرت را صرف دانستن کنی

وقتی برای انیشتین شدن باقی نمی گذاری؟

یعنی  تو اين را نمی دانی ؟

کار می کند – کار نمی کند

کهنه می شود – نو می شود