تقديم مي كنم با احترام به تمام مادران مبارز 


اينجا نهالها نكاشته مي ميرند

و طوفان سهمگين

تازيانه بدست

در بستري از هواي آلوده

تخم علف هاي هرز بر زمين مي پاشد.

 

اين جا ، اين جا

شب به صبح نرسيده

دلتنگي غروب

زوزه هاي گرگ ،

دلهره گوسفندان و

آواز سگان بي غيرت را به همراه مي آورد. 


اينجا اينجا

زمين سرد ،

 با دستاني سياه

برطبل جنگ مي نوازد

و چكمه ها ، سرد و سخت

پاي بر فرياد ها مي كوبند.


  اينجا اينجا

هوا بي ترنم باران وبرف

سرد است ويخبندان

كولاك است و گردنه.


  اينجا اينجا

در بن چاهي

در جنگلي از آتش

ميان دود و زوزه باد

كودكي

با گريه هاي بي امان

 دل مي زند

دل ميزند براي مادر

مادري ميان چادر سياه

از دود و آتش .